چگونه باید اثربخشی GEO را اندازه‌گیری کرد؟

اثربخشی GEO در نهایت به شواهد بستگی دارد. شاخص‌هایی مانند سهم جستجو، هدف خرید کاربر و میزان دیده‌شدن در پرامپت‌ها، میزان تاثیر استراتژی در ایجاد تقاضای واقعی را نشان می‌دهند. بهینه‌سازی برای موتورهای مولد یا GEO، نسخه جدیدی از SEO نیست که صرفا نام آن تغییر کرده باشد بلکه یک حوزه کاملاً متفاوت می باشد. GEO در واقع نوعی بازاریابی برای برند است که از طریق رابط‌های مولد اجرا می‌شود.
اگر آن را همانند یک تنظیم فنی کوچک در نظر بگیرید، نتیجه نیز بیشتر از یک تغییر فنی نخواهد بود. در این نقطه باید مدیران ارشد بازاریابی و متخصصان سئو تصمیم بگیرند که یا تکامل پیدا کنند یا به صورت خودکار از صحنه کنار گذاشته شوند. در این مسیر، آنها باید میزان اثربخشی GEO را بسنجند.

بررسی اثربخشی GEO با سهم جستجو (Share of Search)

سهم جستجو، اصلی‌ترین معیار سنجش اثربخشی GEO است که باید مبنای هر برنامه رشد برندمحور باشد.
سهم جستجو در واقع شاخص پیش‌بینی‌کننده سهم بازار آینده است زیرا نشان می‌دهد تقاضای کاربران برای برند در مقایسه با رقبا چقدر می باشد.

اگر سهم جستجوی برند رو به رشد باشد، یعنی برند در مسیر درست حرکت می‌کند و اگر رو به کاهش باشد، یعنی درآمد آینده در خطر است. این شاخص کامل نیست اما در دسته‌بندی‌های مختلف، سهم جستجو (Share of Search) نتایج برند را با دقت بالایی پیش‌بینی می‌کند.

GEO معمولاً از مسیر روابط عمومی روی این شاخص تأثیر می‌گذارد. وقتی یک مدل زبانی بزرگ، برند خاصی را با لینک یا بدون لینک پیشنهاد می‌دهد، بسیاری از کاربران هنوز در تب جدید مرورگر نام برند را در گوگل جستجو می‌کنند که یک سیگنال مثبت برای برند است.

بررسی اثربخشی GEO

تصویر(۱)

با افزایش استفاده از ابزارهای مولد، انتظار می‌رود جستجوی برندها نیز بیشتر شود زیرا کاربران معمولاً نتایج تولیدشده توسط هوش مصنوعی را مجددا بررسی می‌کنند.
این رفتار انسانی شاید آشفته به نظر برسد اما تکرارپذیر و قابل اعتماد می باشد. اولین گام در تحلیل اثربخشی GEO این است که روند سهم جستجوی برند در مقایسه با رقبا بررسی شود. می‌توان از ابزارهایی مانند
Google Trends یا My Telescope برای اندازه‌گیری تقاضای برند استفاده کرد و داده‌ها را با Semrush تطبیق داد. نکته مهم این است که به جای نوسانات هفتگی بر روند کلی تمرکز شود.
همچنین نباید “سهم جستجو” را با “سهم صدا” (share of voice) اشتباه گرفت. این دو شاخص از لحاظ هدف و کاربرد کاملاً متفاوت هستند.

این سیگنال از دو بخش اصلی تشکیل شده است: تقاضای برند و قصد خریدار

برای تحلیل دقیق‌تر اثربخشی GEO باید سهم جستجو را در دو بُعد بررسی کرد:

۱. جستجوی برند: خالص‌ترین شاخص از میزان تمایز برند است. اگر افراد بیشتری نسبت به سه‌ماهه گذشته نام برند را جستجو می‌کنند، یعنی برند در فضای موتورهای مولد و فرهنگ دیجیتال اطراف آن، رو به رشد است.

۲. ترافیک با قصد خرید: این همان نقطه‌ای است که به درآمد منتهی می‌شود و نشان می‌دهد که چه درصدی از کلیک‌های غیر‌برند مربوط به جستجوهای تجاری یا خرید است.

البته هیچ‌کس به نرخ کلیک دقیق رقبا دسترسی ندارد و نیازی هم نیست. می‌توان با ابزار Semrush میزان تقاضای تجاری غیر‌برند را در سطح موضوعی برای برند خود و رقبا تخمین زد و سپس این نسبت‌ها را مقایسه کرد. در نهایت باید داده‌ها با اطلاعات واقعی در Google Search Console تطبیق داده شوند.
خروجی را استخراج کرده و به‌صورت دقیق بر اساس هدف جستجو تفکیک کنید. اگر داده‌های ابزارها با واقعیت تفاوت داشته باشند، همین اختلاف می‌تواند اطلاعات ارزشمندی درباره دقت داده‌های شخص‌ثالث و ساختار واقعی بازار ارائه دهد.

تحلیل اثربخشی GEO

تصویر(۲)

نقاط ورود به دسته‌بندی‌ها: پرامپت‌هایی پشت پرامپت‌ها

موفقیت یا شکست GEO به نقاط ورود دسته‌بندی‌ها یا CEP (مخفف Category entry points) وابسته است. CEP به طرز فکر مردم در دنیای واقعی اشاره دارد. برای مثال، فردی تازه از باشگاه بیرون آمده و تشنه است. به همین دلیل یخچال کوکاکولا کنار خروجی باشگاه قرار می گیرد.
یا فرد دیگری که از یک نمایش در مرکز تفریحی خارج شده و بلافاصله دنبال غذا است؛ به همین دلیل رستوران‌های خاصی در همان محدوده تجمع کرده و تبلیغ می‌کنند.

این‌ موارد کلمات کلیدی نیستند بلکه موضوعات انسانی هستند که در نهایت به کلمات تبدیل می‌شوند. پرامپت‌هایی که مشتریان در ChatGPT، Gemini، Perplexity یا حالت AI موتورهای جستجو می‌نویسند، در واقع بازتابی از CEP های آنها هستند.

فردی که تازه به سمت مدیر بازاریابی منصوب شده و تحت فشار است تا عملکرد ارگانیک را بهبود دهد، یک CEP است. کاربری که از ابزار فعلی خود خسته شده چون قیمت دو برابر شده و پشتیبانی هم ندارد نیز CEP دیگری می باشد.

بنابراین باید ابتدا CEP ها را شناسایی و ثبت کرد، سپس خانواده پرامپت‌هایی را که از آنها منشأ می‌گیرند، مشخص نمود. عبارات ممکن است متغیر باشند اما “ستون فقرات موضوعی” (Thematic Spine) ثابت باقی می‌ماند و می تواند یک نقش، مشکل، وظیفه‌ای که باید انجام شود و چارچوب زمانی باشد.

بعد از اینکه CEP ها به خانواده پرامپت ها متصل شدند، می‌توان میزان نمایش در پرامپت‌ها را سنجید. بدین معنا که موتورهای مولد هرچند وقت یکبار و در چه زمینه‌ای برند را به عنوان گزینه ای معتبر نمایش می‌دهند.

این کار به اندازه تولید محتوا، برندینگ محسوب می شود. مدل‌های زبانی بزرگ مانند انسان‌ها تصمیم نمی‌گیرند بلکه با تکیه بر سیگنال‌ها و ارجاعات مختلف، سعی می‌کنند عدم‌قطعیت را کاهش دهند. عناصر متمایز برند، پوشش رسانه‌ای معتبر، نقد و بررسی‌های قابل‌اعتماد و شواهد مستمر از توانایی ها، مواردی هستند که احتمال دیده‌شدن را افزایش می‌دهند.

بررسی اثربخشی GEO با ارزیابی نمایش در پرامپت‌ها و اعتبارسنجی در گوگل سرچ کنسول

وقتی خانواده پرامپت ها مشخص شدند، باید میزان دیده‌شدن را به شکل سیستماتیک بررسی کرد. ابتدا بررسی‌های کیفی در مدل‌های اصلی انجام گیرد. منابعی که به آنها ارجاع داده می‌شود و نوع شواهدی که مدل برای تصمیم‌گیری مهم می داند، ثبت شوند. اگر برند در موقعیت‌های موردنظرتان غایب است، نباید از «تعصب مدل» شکایت کرد بلکه باید جایگاه آن با روابط عمومی، مطالعات موردی معتبر و اسنادی که ادعای برند را برای موتورهای مولد اثبات می‌کنند، اثبات شود.

بهینه‌سازی برای موتورهای مولد یا GEO

تصویر(۳)

در مرحله بعد، سراغ تحلیل اعداد و ارقام بروید. در کنسول جستجوی گوگل (GSC)، باید فیلترهای Regex برای عبارات جستجوی محاوره‌ای ایجاد شود. این عبارات، رشته‌های طولانی زبان طبیعی (اغلب شامل ۴ تا ۱۰ کلمه یا بیشتر) هستند که شبیه پرامپت های بدون شماره سریال می‌باشند.

تعداد نمایش‌ها، کلیک‌ها و نسبت جستجوهایی با هدف خرید و صرفاً اطلاعاتی را بررسی کنید.
اگر کلیک‌های مربوط به جستجوهای مکالمه‌ای در حال رشد است و بیشتر به سمت اهداف تجاری متمایل می‌شوند، نشان دهنده اثربخشی GEO در تبدیل کنجکاوی به خرید است.

قانون دو ثانیه: چرا محتوای اطلاعاتی دیگر به شما کمک نمی کند

یک واقعیت سخت برای کارخانه‌های تولید محتوای سئو این است که ترافیک اطلاعاتی ارزشش از همیشه کمتر شده و به‌زودی باز هم کمتر می‌شود.

اکثر ارجاعات هوش مصنوعی فقط یک بازدید گذرا ایجاد می‌کنند. بر اساس داده‌های آزمایشگاهی و میدانی، برند معمولاً حدود دو ثانیه زمان دارد تا در ذهن کاربر ماندگار شود. بیشتر اشاره‌های کوتاه در سایدبارها یا خلاصه‌های AI Overview حتی همین دو ثانیه را نیز فراهم نمی‌کنند و حافظه کاربران خیلی سریع آنها را فراموش می‌کند.

اگر خروجی GSC نشان می‌دهد که حدود ۷۰٪ کلیک‌ها از محتوای آموزشی بدون قصد خرید می‌آیند، GEO شما عملکرد مناسبی ندارد.
در واقع این نوع محتوا فقط مدل‌های زبانی را تغذیه می کند که به‌زودی همان محتوا را خلاصه کرده و برند را از نتایج حذف خواهند کرد. 
این ترکیب باید اصلاح شود؛ یعنی سبد منابع سازمان باید به سمت نقاط ورودی دسته‌بندی (Category Entry Points) سوق داده شود که در عمل، مقدم بر خرید هستند.

تابلوی امتیازدهی ساده برای سنجش اثربخشی GEO

برای جلسات هفتگی بین مدیران ارشد بازاریابی و تیم سئو، یک داشبورد ساده اما کاربردی شامل ۴ شاخص کافی است:

  1. سهم جستجو 
  • سهم برند سازمان در مقابل سه رقیب اصلی، با روندگیری در یک دوره ۱۳ هفته‌ای.
  • صعودی بودن، خوب است. ثابت بودن، یک هشدار محسوب می‌شود. نزولی بودن، به معنای لزوم افزایش ارتباطات و روابط عمومی (PR) است.
  1. سهم ترافیک با قصد خرید
  • تخمین سهم سازمان از کلیک‌های تجاری غیربرند در مقایسه با رقبا (بر اساس ترکیب داده‌های ابزارها) و کلیک‌های واقعی با قصد خرید انجام شود. اختلاف بین این دو عدد، وضعیت سازمان را مشخص می‌کند.
  1. شاخص قابلیت دیده‌شدن در پرامپت

برای هر نقطه ورودی کلیدی (CEP)، بررسی شود که برند چند بار توسط مدل‌های هوش مصنوعی اصلی پیشنهاد می‌گردد و این پیشنهادها بر چه شواهدی استوار هستند.

  1. نرخ تبدیل عبارات مکالمه‌ای

تعداد نمایش‌ها و کلیک‌ها در عبارات طبیعی و طولانی‌ (۴ تا ۱۰ کلمه یا بیشتر) بررسی شود و بر اساس هدف کاربر دسته‌بندی گردد. اگر سهم عبارات تجاری در حال افزایش نیست، استراتژی GEO شما به‌جای کمک جهت رشد، یک هزینه محتوایی خواهد بود.

عوامل مؤثر بر موتورهای هوش مصنوعی

تصویر(۴)

عوامل واقعی مؤثر بر اثربخشی GEO

عامل رشد GEO تولید محتوای بیشتر نیست بلکه در افزایش اعتبار برند خلاصه می‌شود:

  • روابط عمومی مؤثری مانند نقدها، یادداشت‌های تحلیلی، معرفی‌ها و دیدگاه‌های کارشناسی که شواهد معتبر شخص ثالث ایجاد کند. مدل‌های زبانی، محتوای تأیید شده را می پسندند.
  • نشانه های متمایزی که به طور مستمر استفاده می‌شوند: موتورهای جستجو از طریق نشانه‌هایی همچون نام‌ها، شعارها، پیام‌های کلیدی و لحن ثابت تفسیر می‌کنند. نشانه‌های قابل شناسایی، ابهام را کاهش می‌دهند.
  • مطالعات موردی مبتنی بر مشتری: به‌جای تمرکز بر مسیر مشاهده محصول، آنها را حول نقاط ورود مشتری (CEPs) طراحی کنید. برای مثال، «مدیر بازاریابی در ۹۰ روز هزینه جذب مشتری را ۵۰٪ کاهش داد» مؤثرتر از «معرفی قابلیت جدید» است.
  • متن دقیق و فشرده: زبانی کاربردی و منطبق بر CEP ها استفاده شود. از زیاده‌گویی و نثر شاعرانه پرهیز شود.
  • سیگنال‌های تجربه: وب‌سایت باید فوراً نیاز خریدار را پاسخ دهد. کاربرانی که از طریق پاسخ‌های هوش مصنوعی به سایت می‌رسند باید گفتگو را ادامه دهند، نه اینکه از ابتدا آغاز کنند.

محتوا همچنان اهمیت دارد اما صرفاً به‌عنوان پشتیبان عمل می کند. صفحات و جداول بی‌هدف را کنار بگذارید و نشانه‌هایی بسازید که هم برای موتورهای هوش مصنوعی و هم برای انسان‌ها اطمینان ایجاد کند.

GEO فقط سئو نیست

زمانی که حالت‌های مختلف هوش مصنوعی (چت، پاسخ مستقیم یا نتایج ترکیبی) به لایه اصلی تعامل تبدیل شوند، برندهایی برنده خواهند بود که به‌آسانی برای ماشین‌ها در لحظات خرید، قابل پیشنهاد باشند.
افزایش دیده شدن برند در هوش مصنوعی، دلیل اصلی GEO است که می‌توان آن را نوعی جستجوی پولی رایگان دانست. 
اگر سازمان همچنان درگیر ترافیک اطلاعاتی و چرخه محتوای موضوعی (Topical Hamster Wheels) باشد، غافلگیر شده و شکست خواهد خورد. برخی از سازمان‌ها هم‌اکنون نیز با این وضعیت مواجه‌ هستند.

متخصصان سئویی که این تحول را درک می‌کنند، به استراتژیست‌های جستجوی ارگانیک تبدیل می‌شوند. آنها زبان CEP ها، هدف خرید و تأثیر برند را متوجه می شوند، با روابط عمومی، بازاریابی محصول و تیم فروش همکاری می‌کنند و همچنان از ابزارهایی مانند Semrush و GSC برای سنجش اثربخشی استراتژی خود بهره می‌برند. از طرفی، افرادی که در گذشته باقی بمانند، خیلی زود جای خود را به سیستم‌های خودکار هوش مصنوعی خواهند داد که محتوای بی‌هدف را سریع‌تر و بهتر تولید می‌کنند.

جمع بندی: واقعیت های GEO

بازاریابی به فروتنی را پاداش می‌دهد. سازمان، مصرف‌کننده نیست و قطعاً مدل هوش مصنوعی نیز نخواهد بود. از حدس زدن دست برداشته و ۴ بخش گزارش را اندازه‌گیری نمایید.
۴ شاخص را بسنجید:

  • نقاط ورودی دسته‌بندی را ترسیم کنید.
  • نشانه‌هایی بسازید که معرفی برند شما به ماشین‌ها را آسان‌تر کند.
  • داده‌های ابزارها را با داده‌های واقعی خود مقایسه کنید و از تفاوت‌ها یاد بگیرید.

در نظر داشته باشید که GEO پدیده‌ای اسرارآمیز نیست بلکه تلاقی بازاریابی برند با درک ماشینی است. در نهایت اگر بخواهید اثربخشی GEO را بسنجید، به نشانه‌های زیر توجه کنید:

  • سهم شما از جستجو
  • سهم ترافیک با هدف خرید
  • دیده‌شدن شما در CEP های کلیدی
  • نرخ تبدیل عبارات مکالمه‌ای

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اسکرول به بالا